در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی هواپیمای سبک بدون موتوری که در هوا سر میخورد
A light aircraft without an engine that glides through the air
«او تابستان گذشته پرواز با گلایدر را یاد گرفت.»
“He learned to fly a glider last summer.”
«گلایدر به آرامی بالای تپهها پرواز کرد.»
“The glider soared silently above the hills.”