globs

/ɡlɒbz/
globa lump or blob of something viscous or sticky-splural, more than one
noun (اسم)commonplural (جمع): globs

اسم — قطعات نرم و چسبناک

قطعات نرم و چسبناکقطره‌های نرم

توده‌های کوچک، نرم و معمولاً چسبناک از یک ماده.

Small, soft, and often sticky masses or drops of a substance.

«او قطعات رنگ چسبناک را از روی میز پاک کرد.»

He wiped globs of paint off the table.

«قطرات چسب به انگشتانش چسبیده بود.»

Globs of glue stuck to her fingers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blobsقطره‌ها

غیررسمی. بسیار مشابه و اغلب قابل تعویض، هرچند blob شکل را بیشتر تاکید می‌کند.

Informal. Very similar and often interchangeable, though 'blob' emphasizes shape more.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000