glob

/ɡlɒb/
1noun (اسم)commonplural (جمع): globs

اسم — قطره بزرگ

قطره بزرگتودهگلوله

توده کوچک و گردی از یک ماده غلیظ، چسبناک یا منسجم.

A small, rounded mass of a thick, viscous, or coherent substance.

«یک توده مربا روی زمین افتاد.»

A glob of jam fell on the floor.

«او یک گلوله خمیردندان بیرون فشار داد.»

He squeezed out a glob of toothpaste.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clumpتوده

روزمره. توده‌ای متراکم از چیزی، اغلب با شکل نامنظم. در اشاره به یک توده کلی می‌تواند با glob جایگزین شود، اما glob اغلب به معنای قوام سیال‌تر یا چسبناک‌تر و شکلی گردتر است.

Everyday. A compact mass of something, often irregular in shape. Can be interchangeable with 'glob' when referring to a general mass, but 'glob' often implies a more fluid or sticky consistency and a rounded shape.

blobلک

روزمره. قطره یا لکه ای از مایع غلیظ یا ماده چسبناک. در معنی بسیار نزدیک و اغلب قابل جایگزینی با glob است. 'لک' گاهی اوقات ممکن است شکلی کمتر مشخص را نشان دهد.

Everyday. A drop or spot of a thick liquid or viscous substance. Very close in meaning and often interchangeable with 'glob'. 'Blob' might sometimes suggest a less defined shape.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): globbedpast participle (مفعولی): globbed-ing (حال): globbing3rd (سوم): globs

فعل — گلوله کردن

گلوله کردنتوده کردنمالیدن (با حجم زیاد)

به شکل توده یا گلوله‌های بزرگ درآوردن؛ به صورت توده‌های بزرگ و نرم اعمال کردن.

To form into a glob or globs; to apply in large, soft masses.

«او رنگ را به صورت توده‌های بزرگ روی بوم می‌مالد.»

She globs paint onto the canvas.

«فقط فراستینگ را به صورت توده روی کیک نمال.»

Don't just glob the frosting on the cake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dollopکمی ریختن

روزمره. یک قسمت از چیزی، معمولاً غذای نرم، را سرو یا اعمال کردن. هنگام اعمال مواد نرم می‌تواند با glob جایگزین شود، اما dollop اغلب به معنای مقدار کمی کوچک‌تر و عمدی‌تر است.

Everyday. To serve or apply a portion of something, usually soft food. Can be interchangeable with 'glob' when applying soft substances, but 'dollop' often implies a slightly smaller, more deliberate amount.

smearمالیدن

روزمره. یک ماده چرب یا غلیظ را به طور نامرتب روی سطحی پخش کردن. در حالی که glob در مورد تشکیل توده‌ها است، smear در مورد پخش کردن آنهاست، اغلب بدون دقت.

Everyday. To spread a greasy or thick substance over a surface untidily. While 'glob' is about forming masses, 'smear' is about spreading them, often without care.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000