gloating

gloat·ing/ˈɡloʊtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): gloatedpast participle (مفعولی): gloated-ing (حال): gloating3rd (سوم): gloats

فعل — شادمانی از شکست دیگران

شادمانی از شکست دیگرانبه رخ کشیدن پیروزی

با غرور و رضایت از شکست یا بدبختی دیگران خوشحال شدن

To take pleasure in someone else's failure or misfortune in a smug way

«او با غرور از شکست رقیبش خوشحال بود.»

He was gloating over his rival's defeat.

«بعد از پیروزی، نتوانست جلوی شادی‌اش را بگیرد.»

She couldn't help gloating after winning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relishلذت بردن

رسمی. به معنای لذت بردن عمیق است، مشابه gloating ولی کلی‌تر.

Formal. Means to enjoy something deeply, similar to gloating but more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000