glitzy

glit·zy/ˈɡlɪtsi/
glitzshowy glamour or superficial attractiveness-yadjective suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): glitziersuperlative (عالی): glitziest

صفت — پرزرق و برق

پرزرق و برقزرق و برق‌دار

به شکلی پر زرق و برق و جذاب، اما اغلب سطحی و نمایشی.

Attractively showy or glamorous in a flashy and superficial way.

«آن‌ها در مهمانی پرزرق و برق هالیوود شرکت کردند.»

They attended a glitzy Hollywood party.

«لابی هتل پرزرق و برق و گران‌قیمت به نظر می‌رسد.»

The hotel lobby looks glitzy and expensive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashyنمایشی

غیررسمی. بر نمایشی بودن تأکید دارد؛ معنای نزدیکی دارد.

Informal. Emphasizes showiness; closely related in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000