در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بازتاب نور دادن با یک درخشندگی چشمکزن.
To shine by reflecting light with a sparkling effect.
«چشمانش از اشک درخشید.»
“Her eyes glistened with tears.”
«برگهای خیس در نور خورشید درخشیدند.»
“The wet leaves glistened in the sunlight.”