در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
درخشنده و برقزننده، به خصوص با ظاهر مرطوب یا براق.
Shining with a sparkling or wet look; gleaming.
«آب درخشان در آفتاب میدرخشید.»
“The glistening water sparkled in the sun.”
«موهایش پس از باران درخشان بود.»
“Her hair was glistening after the rain.”
معنی مشابه؛ shimmering معمولاً به نور نرم یا در نوسان اشاره دارد.
Similar in meaning; shimmering often implies soft or wavering light.