در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور ضعیف و کم نور درخشیدن، معمولاً روی سطحی مرطوب یا روغنی.
To shine or gleam faintly, often with a wet or oily surface.
«برگها بعد از باران کمی درخشیدند.»
“The leaves glisted after the rain.”
«چشمانش با اشکها کمی درخشید.»
“His eyes glisted with tears.”
رایج. نور روشن یا ثابت، قویتر از glist.
Common. Bright or steady light, stronger than glist.