glims

/ɡlɪmz/
noun (اسم)archaicplural (جمع): glims

اسم — جرقه‌ها

جرقه‌هانورهای کوتاه

شکل جمع نادر یا قدیمی کلمه «glim» به معنی جرقه کوچک نور یا نگاه کوتاه.

A rare or archaic plural form of 'glim' meaning a small flash of light or a glimpse.

«اتاق با نورهای ملایم شمع روشن شده بود.»

The room was lit by faint glims of candlelight.

«او جرقه‌های کوتاهی از آتش‌بازی دید.»

He caught quick glims of the fireworks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glimpsesلمحات

جمع رایج برای دیدهای کوتاه؛ بیشتر از glims استفاده می‌شود.

Common plural for brief views; more frequent than glims.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000