glimpses

/ˈɡlɪmpsɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): glimpses

اسم — نگاه گذرا

نگاه گذرالمحه‌ها

نگاه‌ها یا مشاهده‌های کوتاه و ناقص به چیزی.

Brief or partial views or looks at something.

«از پنجره قطار لمحه‌هایی از شهر دید.»

She caught glimpses of the city from the train window.

«فیلم نگاه‌های گذرایی به گذشته شخصیت اصلی داشت.»

The movie gave glimpses of the main character's past.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glanceنگاه مختصر

رایج. نگاهی کوتاه، زمانی که بر کوتاهی تاکید باشد قابل جایگزین است.

Common. A quick look, often interchangeable when briefness is emphasized.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000