glove

/ɡlʌv/
1noun (اسم)commonplural (جمع): gloves

اسم — دستکش

دستکش

پوششی برای دست که برای محافظت در برابر سرما یا کثیفی، یا برای بهبود چنگش، یا به عنوان بخشی از لباس فرم پوشیده می‌شود و دارای پوشش‌های جداگانه برای هر انگشت و شست است.

A covering for the hand worn for protection against cold or dirt, or to improve grip, or as part of a uniform, with separate sheaths for each finger and the thumb.

«او قبل از سوار شدن بر موتورسیکلتش دستکش‌های چرمی‌اش را پوشید.»

He put on his leather gloves before riding his motorcycle.

«او در طول عمل جراحی دستکش‌های جراحی می‌پوشد.»

She wears surgical gloves during operations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mittدستکش بدون انگشت

رایج. به پوششی برای دست اشاره دارد که جای انگشتان جداگانه ندارد و معمولاً برای ورزش‌های خاص مانند بیسبال (دستکش گیرنده) یا بوکس (دستکش بوکس) استفاده می‌شود. برای دستکش‌های معمولی با انگشتان قابل تعویض نیست. «او توپ را با دستکش بیسبال خود گرفت» درست است، اما «او دستکش پوشید تا دست‌هایش گرم بماند» معمولاً به معنای دستکش‌های بدون انگشت یا Mittens است.

Common. Refers to a covering for the hand that does not have separate finger openings, usually used for specific sports like baseball (catcher's mitt) or boxing (boxing mitts). Not interchangeable for everyday gloves with fingers. 'He caught the ball with his baseball mitt' works, 'She wore mitts to keep her hands warm' is usually 'mittens'.

mittenدستکش یک‌پارچه

رایج. نوعی پوشش دست که برای انگشت شست قسمت جداگانه دارد، اما چهار انگشت دیگر را در کنار هم نگه می‌دارد. عمدتاً برای گرم نگه داشتن است. «او در برف دستکش یک‌پارچه پوشید» درست است، اما «او برای انجام جراحی دستکش یک‌پارچه پوشید» درست نیست.

Common. A type of hand covering that has a separate section for the thumb, but keeps the other four fingers together. Primarily for warmth. 'She wore mittens in the snow' works, but 'He put on his mittens to perform surgery' does not.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): glovespast participle (مفعولی): gloved-ing (حال): gloving3rd (سوم): gloves

فعل — دستکش پوشاندن

دستکش پوشاندندستکش به دست کردن

با دستکش پوشاندن یا مجهز کردن.

To provide or cover with a glove or gloves.

«او قبل از کار با مواد شیمیایی دست‌هایش را دستکش پوشاند.»

He gloved his hands before handling the chemicals.

«دستگاه محصولات را به طور خودکار دستکش پوشاند.»

The machine gloved the products automatically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000