go begging

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go beg·ging/ɡoʊ ˈbɛɡɪŋ/
phrase (عبارت)dated

عبارت — بی‌مشتری ماندن

بی‌مشتری ماندنروی دست ماندن

چون کسی آن را نمی‌خواهد یا نمی‌پذیرد، بی‌استفاده ماندن است.

To remain unwanted or unused because nobody accepts it.

«کارهای خوب مدت زیادی بی‌مشتری نمی‌مانند.»

Good jobs do not go begging for long.

«بلیت‌های اضافی روی دست ماندند.»

The extra tickets went begging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000