go begging
go beg·ging/ɡoʊ ˈbɛɡɪŋ/
phrase (عبارت)dated
عبارت — بیمشتری ماندن
بیمشتری ماندنروی دست ماندن
چون کسی آن را نمیخواهد یا نمیپذیرد، بیاستفاده ماندن است.
To remain unwanted or unused because nobody accepts it.
«کارهای خوب مدت زیادی بیمشتری نمیمانند.»
“Good jobs do not go begging for long.”
«بلیتهای اضافی روی دست ماندند.»
“The extra tickets went begging.”