go back

/ɡoʊ bæk/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برگشتن

برگشتنبازگشت داشتن

بازگشت به مکان یا وضعیت قبلی.

To return to a previous place or condition.

«بعد از کار به خانه برمی‌گردم.»

I will go back home after work.

«بعد از آن رویداد شهر به حالت عادی برگشته است.»

The city has gone back to normal after the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
returnبرگشتن

رایج. در اغلب زمینه‌ها مترادف مستقیم است.

Common. Direct synonym in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000