phrase (عبارت)common
عبارت — تنهایی رفتن
تنهایی رفتنبه تنهایی اقدام کردن
رفتن یا انجام کاری به تنهایی و بدون همراهی دیگران.
To do or go somewhere by oneself without any companions.
«او ترجیح داد به کنسرت تنها برود.»
“She preferred to go alone to the concert.”
«معمولاً وقتی شهر جدیدی را میبینم تنها میروم.»
“I usually go alone when I visit new cities.”
تفاوت با واژههای مشابه
go solo— تنهایی رفتن
محاورهای/رایج. در بیشتر موارد که تنها بودن مدنظر است جایگزین go alone است. مثلاً «او تصمیم گرفت تنهایی سفر کند» مشابه است.
Informal/common. Interchangeable with 'go alone' in most contexts emphasizing being unaccompanied. 'She decided to go solo on the trip' works similarly.