go without

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go with·out/ɡoʊ wɪˈðaʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بی‌چیز سر کردن

بی‌چیز سر کردنبدون چیزی گذران کردن

بدون چیزی که لازم یا دلخواه است سر کردن است.

To manage without something that one needs or would like to have.

«امروز می‌توانیم بدون قهوه سر کنیم.»

We can go without coffee today.

«آن‌ها تمام شب بدون گرمایش سر کردند.»

They went without heat all night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000