gob

/ɡɒb/
noun (اسم)informalplural (جمع): gobs

اسم — گلوله

گلولهتودهتفاله

یک توده یا گلوله، معمولاً از بزاق یا ماده چسبناک دیگر.

A lump or mass, often of spit or another sticky substance.

«او یک گلوله تف روی زمین انداخت.»

He spat a gob on the ground.

«یک توده گل روی کفش‌اش بود.»

There was a gob of mud on his shoe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blobقطعه کوچک

غیررسمی. به توده کوچک و بی‌شکل اشاره دارد و در برخی موارد جایگزین gob می‌شود.

Informal. Refers to a small, shapeless mass and can replace 'gob' in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000