در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک توده یا گلوله، معمولاً از بزاق یا ماده چسبناک دیگر.
A lump or mass, often of spit or another sticky substance.
«او یک گلوله تف روی زمین انداخت.»
“He spat a gob on the ground.”
«یک توده گل روی کفشاش بود.»
“There was a gob of mud on his shoe.”
غیررسمی. به توده کوچک و بیشکل اشاره دارد و در برخی موارد جایگزین gob میشود.
Informal. Refers to a small, shapeless mass and can replace 'gob' in some contexts.