goddamn

god·damn/ˈɡɒdˌdæm/
1interjection (حرف ندا)vulgar

حرف ندا — لعنتی

لعنتیلعنت بر تو

برای ابراز خشم، ناکامی، یا تأکید شدید به کار می‌رود.

Used to express anger, frustration, or emphasis.

«لعنتی، دوباره اتوبوس را از دست دادم!»

Goddamn it, I missed the bus again!

«لعنتی، از سر راهم برو کنار!»

Get out of my way, goddamn it!

تفاوت با واژه‌های مشابه
damnلعنت

غیررسمی/فحش. ناسزای ملایم‌تر اما همچنان قوی، که اغلب برای ابراز ناکامی به جای آن استفاده می‌شود. 'لعنتی!' شدت کمتری از 'Goddamn it!' دارد.

Informal/Vulgar. A milder but still strong expletive, often used interchangeably to express frustration. 'Damn it!' is less intense than 'Goddamn it!'.

2adjective (صفت)vulgar

صفت — لعنتی

لعنتیکثافت

برای تأکید، به ویژه برای ابراز خشم یا عصبانیت به کار می‌رود.

Used for emphasis, especially to express anger or annoyance.

«آن موسیقی لعنتی را خاموش کن!»

Turn off that goddamn music!

«باورم نمی‌شود این وضعیت لعنتی را.»

I can't believe this goddamn situation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
damnلعنتی

غیررسمی/فحش. توهین‌آمیز کمتر اما هدف تأکیدی مشابهی دارد. 'این ماشین لعنتی' در مقابل 'این ماشین کثافت'. 'Damn' در گفتار غیررسمی پذیرفته‌تر از 'goddamn' است.

Informal/Vulgar. Less offensive but serves a similar emphatic purpose. 'This damn car' vs 'This goddamn car'. 'Damn' is more widely accepted in informal speech than 'goddamn'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000