gold-mouthed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌɡoʊld ˈmaʊðd/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more gold-mouthedsuperlative (عالی): most gold-mouthed

صفت — خوش‌بیان

خوش‌بیانسخنور

در سخن گفتن بسیار شیوا و اثرگذار بودن.

Eloquent or persuasive in speaking.

«سخنران خوش‌بیان توجه جمعیت را نگه داشت.»

The gold-mouthed speaker held the crowd's attention.

«او را واعظی بسیار خوش‌بیان می‌دانستند.»

He was praised as a gold-mouthed preacher.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eloquentشیوا

رسمی. برای ستودن سخن می‌تواند جای gold-mouthed بیاید، مثل an eloquent speaker، اما تصویر شاعرانهٔ این واژه را ندارد.

Formal. It can replace 'gold-mouthed' when praising speech, as in 'an eloquent speaker,' but it lacks the poetic image of the headword.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000