gooney

goo·ney/ˈɡuːni/
noun (اسم)informalplural (جمع): gooneys

اسم — احمق

احمقدست‌وپاچلفتی

اصطلاح غیررسمی به معنای فردی احمق یا دست‌وپاچلفتی.

Informal term meaning a silly or clumsy person.

«اینقدر دست‌وپاچلفتی نباش و توپ را رها نکن!»

Don't be such a gooney and drop the ball!

«او در کلاس رقص احساس دست‌وپاچلفتی داشت.»

He felt like a gooney during the dance class.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goofگاف دادن

غیررسمی. به معنای دست‌وپاچلفتی یا احمق است، معمولاً به شوخی استفاده می‌شود.

Informal. Means clumsy or silly, often used jokingly. Usable as a synonym for 'gooney' in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000