gored

/ɡɔːrd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): goredpast participle (مفعولی): gored-ing (حال): goring3rd (سوم): gores

فعل — شاخ‌زده شدن

شاخ‌زده شدنزخمی شدن

با شاخ یا عاج زخمی یا مجروح کردن.

Pierced or wounded with a horn or tusk.

«گاو نر در طول مبارزه ماتادور را شاخ زد.»

The bull gored the matador during the fight.

«او در حادثه به شدت زخمی شد.»

He was gored badly in the accident.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000