goosy

goos·y/ˈɡuːzi/
goosebird-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): goosiersuperlative (عالی): goosiest

صفت — غازگون

غازگوناحمقانه

شبیه غاز یا احمقانه و سبک‌سرانه.

Resembling or characteristic of a goose; silly or foolish.

«او برای سرگرم کردن بچه‌ها چهره احمقانه‌ای ساخت.»

He made a goosy face to amuse the children.

«هوای بی‌ثبات همه را خنداند.»

The goosy weather made everyone laugh.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sillyاحمقانه

غیررسمی، نشان‌دهنده بی‌جدیتی یا سبک‌سر بودن، مشابه goosy.

Informal, denotes lack of seriousness or foolishness, similar to goosy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000