goss

/ɡɒs/
1noun (اسم)informal

اسم — شایعه‌پرانی

شایعه‌پرانیغیبتحرف‌های در گوشی

(بریتانیایی، غیررسمی) شایعه‌پرانی یا غیبت.

(British informal) Gossip.

«جدیدترین غیبت در مورد جین را شنیدی؟»

Did you hear the latest goss about Jane?

«بیا پای یک قهوه کمی شایعه‌پرانی کنیم.»

Let's have some goss over coffee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gossipغیبت

روزمره. حرف‌های غیررسمی یا شایعات، به ویژه در مورد زندگی شخصی دیگران. 'گاس' صرفاً نسخه کوتاه شده و غیررسمی‌تر 'گاسپ' است. در بافت‌های غیررسمی بریتانیایی قابل جایگزینی است.

Everyday. Informal talk or rumors, especially about the personal lives of others. 'Goss' is simply a shortened, more informal version of 'gossip'. Interchangeable in informal British contexts.

chatterوراجی

روزمره. به حرف زدن غیررسمی، سبک و اغلب بی‌معنی اشاره دارد. در حالی که goss نوعی chatter است، chatter لزوماً به شایعات در مورد دیگران اشاره نمی‌کند.

Everyday. Refers to informal, light, and often meaningless talk. While 'goss' is a type of chatter, 'chatter' doesn't necessarily imply rumors about others.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): gossedpast participle (مفعولی): gossed-ing (حال): gossing3rd (سوم): gosses

فعل — شایعه‌پراکنی کردن

شایعه‌پراکنی کردنغیبت کردنحرف درآوردن

(بریتانیایی، غیررسمی) شایعه‌پراکنی کردن یا غیبت کردن.

(British informal) To spread gossip.

«آنها تمام بعدازظهر را به غیبت کردن در مورد همسایگانشان گذراندند.»

They spent all afternoon gossing about their neighbors.

«او عاشق شایعه‌پراکنی در مورد اخبار سلبریتی‌ها است.»

She loves to goss about celebrity news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gossipغیبت کردن

روزمره. درگیر حرف‌های غیررسمی شدن یا شایعه‌پراکنی کردن، به ویژه در مورد زندگی شخصی دیگران. 'گاس' نسخه غیررسمی‌تر و کوتاه شده است. در بافت‌های غیررسمی بریتانیایی قابل جایگزینی است.

Everyday. To engage in informal talk or spread rumors, especially about the personal lives of others. 'Goss' is a more informal, shortened version. Interchangeable in informal British contexts.

chatterوراجی کردن

روزمره. سریع، سبک یا بی‌وقفه صحبت کردن. در حالی که goss نوعی chatter است، chatter لزوماً به شایعه‌پراکنی در مورد دیگران اشاره نمی‌کند.

Everyday. To talk lightly, quickly, or incessantly. While 'goss' is a type of chatter, 'chatter' doesn't necessarily imply spreading rumors about others.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000