در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گروهی از گلولههای کوچک آهنی که به عنوان مهمات توپ استفاده میشوند.
A cluster of small iron balls used as ammunition in cannons.
«توپ در نبرد تیرهای گلولهای شلیک کرد.»
“The cannon fired grapeshot during battle.”
«مهمات گلولهای علیه پیادهنظام مؤثر بود.»
“Grapeshot was effective against infantry.”