در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک میوه مرکباتی بزرگ با طعمی ترش تا نیمه شیرین و پوست ضخیم.
A large citrus fruit with a sour to semi-sweet taste and thick rind.
«او برای صبحانه یک قاچ گریپفروت خورد.»
“She ate a slice of grapefruit for breakfast.”
«آب گریپفروت سرشار از ویتامین سی است.»
“Grapefruit juice is rich in vitamin C.”