grease

/ɡriːs/
1noun (اسم)common

اسم — چربی

چربیروغن

ماده چرب که برای روان‌کاری یا آشپزی استفاده می‌شود.

Fatty substance used for lubrication or cooking.

«قبل از پخت قابلمه را چرب کنید.»

Grease the pan before cooking.

«قطعات دستگاه به روغن‌کاری نیاز دارند.»

The machine’s parts need grease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatچربی

روزمره. ماده مشابه ولی grease معمولاً نوع ضخیم‌تر و فرآوری‌شده‌تر را می‌گوید.

Everyday. Similar substance but 'grease' usually implies a thicker, more processed form.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): greasedpast participle (مفعولی): greased-ing (حال): greasing3rd (سوم): greases

فعل — چرب کردن

چرب کردنروغن کاری کردن

مالیدن روغن یا چربی به چیزی برای لغزنده یا روان کردن آن.

To apply grease or oil to something to make it slippery or lubricated.

«چرخ‌ها را به طور منظم روغن‌کاری کن.»

Grease the wheels regularly.

«او لولاهای در را روغن‌کاری کرد.»

He greased the door hinges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lubricateروغن کاری کردن

رسمی/فنی. بیشتر در مورد ماشین‌ها جایگزین grease است.

Formal/technical. Mostly interchangeable with grease when talking about machines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000