greaseball

grease·ball/ˈɡriːsbɔːl/
greaseoily substanceballround object
noun (اسم)informalplural (جمع): greaseballs

اسم — چرب‌زبان

چرب‌زبانناسالمناپاک

اصطلاح توهین‌آمیز برای کسی که بی‌اعتبار یا چرب‌زور به‌شمار می‌رود.

A derogatory term used to insult someone perceived as sleazy or greasy.

«او رقیبش را بی‌جهت چرب‌زبان خواند.»

He unfairly called his rival a greaseball.

«فیلم آن شخصیت را به عنوان یک ناسالم نشان داد.»

The movie portrayed the character as a greaseball.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000