grinding

grind·ing/ˈɡraɪndɪŋ/
grindto crush or sharpen by friction-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — ساییدن

ساییدنآسیاب کردن

فرآیند خرد کردن یا سائیدن چیزی با مالش یا اصطکاک.

The process of crushing or wearing something down by friction or rubbing.

«صدای سائیدن چرخ‌دنده‌ها بلند بود.»

The grinding of the gears was loud.

«آسیاب کردن گندم آرد تولید می‌کند.»

Grinding wheat produces flour.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abrasionساییدگی

رسمی. به‌طور خاص به سایش سطحی ناشی از اصطکاک اشاره دارد، معمولاً در زمینه‌های فنی.

Formal. Refers specifically to surface wear caused by friction, often in technical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000