grind down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡraɪnd daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ساییدن

ساییدنخرد کردن

چیزی را با سایش یا فشار خرد کردن و کم‌کردن است.

To wear or reduce something by rubbing or crushing it.

«آب سنگ‌ها را می‌ساید.»

Water grinds down the rocks.

«دستگاه دانه را خرد کرد.»

The machine ground down the grain.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فرسوده کردن

فرسوده کردناز پا درآوردن

به‌مرور کسی را خسته، ناتوان یا دلسرد کردن است.

To make someone weak, tired, or discouraged over time.

«تأخیرهای طولانی او را فرسوده کرد.»

The long delays ground her down.

«استرس می‌تواند تو را از پا درآورد.»

Stress can grind you down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000