grit one's teeth
/ɡrɪt wʌnz tiːθ/
phrase (عبارت)common
عبارت — دندان روی هم فشردن
دندان روی هم فشردن
دندانها را از خشم، درد یا عزم محکم روی هم فشار دادن.
To press one's teeth together in anger, pain, or determination.
«او دندانهایش را روی هم فشرد و مسابقه را تمام کرد.»
“She gritted her teeth and finished the race.”
«او هنگام درمان دردناک دندانهایش را به هم فشرد.»
“He gritted his teeth during the painful treatment.”