groovy

groo·vy/ˈɡruːvi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): grooviersuperlative (عالی): grooviest

صفت — باحال

باحالجذاب

بسیار مد روز و هیجان‌انگیز؛ دارای سبک یا احساس خوب

very fashionable and exciting; having a good style or feeling

«آن ژاکت خیلی باحاله!»

That's a groovy jacket!

«آنها موسیقی جذابی نواختند.»

They played some groovy music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coolباحال

غیررسمی. معمولاً برای تعریف چیزهای مد روز و خوشایند؛ در مکالمات غیررسمی قابل تعویض است.

Informal. Commonly used to praise something trendy and enjoyable; interchangeable in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000