فعل — خرناس کشیدن
صدایی زمخت و کوتاه که معمولاً برای نشان دادن تلاش یا ناراحتی است.
Making a low, guttural sound, typically expressing effort or discomfort.
«او هنگام بلند کردن جعبه سنگین خرناس میکشید.»
“He was grunting while lifting the heavy box.”
«ورزشکار بعد از انجام تمرین سخت خرناس کشید.»
“The athlete grunted after completing the difficult exercise.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. درد یا ناراحتی را نشان میدهد؛ شبیه به گرانت ولی طولانیتر.
Common. Expresses pain or discomfort; similar but often longer and more vocalized than grunt.
اسم — خرناس
صدای کوتاه و زمخت که برای نشان دادن تلاش یا ناراحتی ایجاد میشود.
A low guttural sound made to express effort or discomfort.
«صدای خرناس بلندی از وزنهبردار شنیده شد.»
“A loud grunting came from the weightlifter.”
«او با صدای خرناس تلاش کرد در را باز کند.»
“He gave a grunt of effort to push the door open.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. صدایی مشابه که ناراحتی یا تلاش را نشان میدهد.
Common. Similar sound expressing discomfort or effort.