grundy

/ˈɡrʌndi/
noun (اسم)informalplural (جمع): grundies

اسم — آدم سنتی

آدم سنتیمعتقد به اخلاق سخت‌گیرانه

فردی بسیار سنتی یا متحجر که رفتارهای غیرمناسب را نمی‌پسندد.

An overly conservative or prudish person who disapproves of behavior considered improper.

«درباره برنامه‌هایمان این‌قدر سخت‌گیر نباش.»

Don’t be such a grundy about our plans.

«او درباره لباس پوشیدن بسیار سنتی و سختگیر است.»

She’s a real grundy when it comes to dress code.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prudeمحتاط

رایج؛ کسی که بیش از حد محتاط یا باحیا است، به‌خصوص درباره مسائل جنسی.

Common; one who is excessively proper or modest, especially about sexual matters.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000