guardant

guard·ant/ˈɡɑːrdənt/
guardto watch or protect-antperforming agent or pertaining to
adjective (صفت)technical

صفت — نمای روبرو

نمای روبرودر نشان‌نمایی

در علم نشان‌شناسی، تصویری از حیوانی که به جلو و به سمت بیننده نگاه می‌کند.

In heraldry, depicting an animal facing forward to the viewer.

«شیر در سپر به شکل روبرو نمایش داده شده بود.»

The lion was depicted guardant on the shield.

«نمای روبرو حالت رایجی در نشان‌نمایی است.»

Guardant is a common pose in heraldry.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000