guidelines

guide·lines/ˈɡaɪdˌlaɪnz/
guideto show the way-linesrules or instructions
noun (اسم)commonplural (جمع): guidelines

اسم — دستورالعمل‌ها

دستورالعمل‌هاراهنمارهنمودها

مجموعه‌ای از قوانین یا دستورالعمل‌ها که نشان می‌دهد کاری چگونه باید انجام شود.

A set of rules or instructions indicating how something should be done.

«لطفاً قبل از استفاده از تجهیزات، دستورالعمل‌های ایمنی را مطالعه کنید.»

Please read the safety guidelines before using the equipment.

«شرکت دستورالعمل‌های جدیدی برای کار از راه دور صادر کرد.»

The company issued new guidelines for remote work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rulesقوانین

رایج. 'قوانین' اغلب سخت‌گیرانه‌تر و الزامی‌تر از 'دستورالعمل‌ها' هستند. 'رعایت قوانین' به معنی پایبندی دقیق است، در حالی که 'رعایت دستورالعمل‌ها' نشان می‌دهد امکان اختیار وجود دارد. 'قوانین مدرسه' مطلق هستند، 'دستورالعمل‌های طراحی' انعطاف‌پذیری بیشتری دارند.

Common. 'Rules' are often more rigid and mandatory than 'guidelines'. 'Follow the rules' implies strict adherence, while 'follow the guidelines' suggests discretion is possible. 'School rules' are absolute, 'design guidelines' allow some flexibility.

directivesفرامین

رسمی. قوی‌تر از 'دستورالعمل‌ها'، اغلب توسط یک مرجع صادر می‌شود و به معنی دستور یا فرمان است. 'فرامین دولتی' معمولاً اجباری هستند، در حالی که 'دستورالعمل‌ها' توصیه‌ای هستند.

Formal. Stronger than 'guidelines', often issued by an authority and implying a command or order. 'Government directives' are usually mandatory, while 'guidelines' are recommendations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000