guided

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

guid·ed/ˈɡaɪdɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): guidedpast participle (مفعولی): guided-ing (حال): guiding3rd (سوم): guides

فعل — هدایت کرد

هدایت کردراهنمایی کرد

گذشته فعل guide؛ راهنمایی یا هدایت مسیر کسی کردن.

Past tense of guide; to lead or direct someone’s way.

«او ما را در موزه راهنمایی کرد.»

“She guided us through the museum.”

«تور توسط یک کارشناس هدایت شد.»

“The tour was guided by an expert.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
led— رهبری کرد

رایج. معنی مشابه، گذشته فعل lead.

Common. Similar meaning, past tense of lead.

directed— هدایت کرد

رسمی. مدیریت یا هدایت کسی یا چیزی.

Formal. To manage or steer someone or something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000