led

/lɛd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ledpast participle (مفعولی): led-ing (حال): leading3rd (سوم): leads

فعل — هدایت کرد

هدایت کردرهبری کرد

زمان گذشته و اسم مفعول 'lead'؛ کسی یا چیزی را هدایت یا راهنمایی کرد.

Past tense and past participle of 'lead'; guided or directed someone or something.

«راهنما ما را از میان خرابه‌های باستانی هدایت کرد.»

The guide led us through the ancient ruins.

«جاه‌طلبی او را به موفقیت‌های بزرگ رساند.»

His ambition led him to great success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guidedراهنمایی کرد

رایج. بر نشان دادن راه یا دادن مشاوره/دستورالعمل تمرکز دارد. 'او او را در جنگل راهنمایی کرد' درست است، 'او مکالمه را هدایت کرد' نیز درست است.

Common. Focuses on showing the way or giving advice/instruction. 'She guided him through the forest' works, 'He guided the conversation' also works.

directedراهنمایی کرد

رایج. اغلب به دادن دستورالعمل یا کنترل مسیر چیزی اشاره دارد، احتمالاً در یک زمینه رسمی‌تر. 'او تیم پروژه را هدایت کرد' درست است.

Common. Often implies giving instructions or controlling the course of something, possibly in a more formal context. 'He directed the project team' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000