gull
/ɡʌl/
اسم — چنگر
چنگرمرغ دریایی
پرنده دریایی معمولاً با پرهای سفید و خاکستری که اغلب کنار سواحل دیده میشود.
A seabird typically with white and gray feathers, often found near coastlines.
«مرغهای دریایی بالای ساحل پرواز میکردند.»
“Gulls were flying over the beach.”
«مرغ دریایی ساندویچ را از دستش ربود.»
“A gull snatched the sandwich from his hand.”
2verb (فعل)informalpast (گذشته): gulledpast participle (مفعولی): gulled-ing (حال): gulling3rd (سوم): gulls
فعل — فریب دادن
فریب دادنکلک زدن
کسی را فریب دادن یا با حقه زدن گول زدن.
To cheat or trick someone, especially by deception.
«او با فریب پولش را از دست داد.»
“He was gulled out of his money.”
«اجازه نده آنها تو را در یک کلاهبرداری فریب دهند.»
“Don’t let them gull you into a scam.”
تفاوت با واژههای مشابه
deceive— فریب دادن
رسمی. معنی مشابه اما کلیتر و رسمیتر از gull است.
Formal. Similar meaning but broader and more formal than 'gull'.