gurgle

gur·gle/ˈɡɜːrɡəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): gurgledpast participle (مفعولی): gurgled-ing (حال): gurgling3rd (سوم): gurgles

فعل — غرغر کردن

غرغر کردنصدای جوشیدن

صدای جوشیدن یا حباب زدن خفه، مانند آب که به آرامی جریان دارد

make a hollow bubbling sound, like water flowing slowly

«بچه در گهواره با شادی غرغر کرد.»

The baby gurgled happily in the crib.

«آب با صدای جوشیدن از فاضلاب گذشت.»

Water gurgled down the drain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bubbleصدای حباب

رایج. صدای مشابه اما bubble عمومی‌تر است، gurgle معمولاً جریان با صدا است.

Common. Similar sound but bubble is more general, gurgle usually implies flow with sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000