gutlessness

gut·less·ness/ˈɡʌtləsnəs/
gutcourage, bravery-lesswithout-nessstate, quality
noun (اسم)common

اسم — بزدلی

بزدلیترسو بودن

کمبود شجاعت یا عزم؛ بزدلی.

Lack of courage or determination; cowardice.

«بزدلی او باعث شد که جرأت حرف زدن نداشته باشد.»

His gutlessness prevented him from speaking up.

«او به خاطر بزدلی‌اش در بحران نقد شد.»

She was criticized for her gutlessness in the crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cowardiceترسویی

رایج. هم‌معنی است و برای ترس در موقعیت‌های دشوار بیشتر استفاده می‌شود.

Common. Synonymous, used more broadly for fearfulness in difficult situations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000