hairdress

hair·dress/ˈhɛərdrɛs/
verb (فعل)formalpast (گذشته): hairdressedpast participle (مفعولی): hairdressed-ing (حال): hairdressing3rd (سوم): hairdresses

فعل — آرایش مو کردن

آرایش مو کردنمرتب کردن مو

مو را آرایش دادن یا مرتب کردن.

To style or arrange hair.

«او قبل از عروسی موهای عروس را آرایش کرد.»

She hairdressed the bride before the wedding.

«او آموخت چگونه به صورت حرفه‌ای موها را آرایش کند.»

He learnt how to hairdress professionally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000