half-naked

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

half-na·ked/ˌhæf ˈneɪkɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more half-nakedsuperlative (عالی): most half-naked

صفت — نیمه‌برهنه

نیمه‌برهنهبا لباس بسیار کم

لباس بسیار کمی پوشیده است، به‌طوری که بخش زیادی از بدن پوشیده نیست.

Wearing very little clothing, so that much of the body is uncovered.

«کودک نیمه‌برهنه از میان آب‌پاش دوید.»

The half-naked child ran through the sprinkler.

«آن‌ها مردی نیمه‌برهنه را در برف پیدا کردند.»

They found a half-naked man in the snow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000