half a mind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæf ə maɪnd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — وسوسه شدن

وسوسه شدننزدیک بودن که

میل یا تصمیمی نیم‌بند برای انجام کاری است و معمولاً با «have half a mind to» می‌آید.

A slight or tentative intention to do something, usually in 'have half a mind to'.

«وسوسه شده‌ام همین حالا به او زنگ بزنم.»

I have half a mind to call her now.

«او نزدیک بود زودتر برود.»

He had half a mind to leave early.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000