hamburger

ham·bur·ger/ˈhæmˌbɜrɡər/
noun (اسم)commonplural (جمع): hamburgers

اسم — همبرگر

همبرگر

ساندویچی شامل کتلت گوشت چرخ‌کرده پخته شده داخل نان

A sandwich consisting of a cooked ground beef patty inside a bread bun

«ناهار همبرگر خوردم.»

I ate a hamburger for lunch.

«در آن رستوران همبرگر می‌فروشند.»

They sell hamburgers at that restaurant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burgerبرگر

غیررسمی، شکل کوتاه شده؛ در مکالمه روزمره بسیار استفاده می‌شود.

Informal, shortened form; used commonly in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000