ham

/hæm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): hams

اسم — ژامبون

ژامبونگوشت خوک

گوشت ران خوک که معمولا شور و دودی شده است

Meat from the thigh of a pig, often cured and smoked

«ناهارم ساندویچ ژامبون بود.»

I had a ham sandwich for lunch.

«او ژامبون دودی از قصابی خرید.»

She bought smoked ham from the butcher.

تفاوت با واژه‌های مشابه
porkگوشت خوک

رایج. به طور کلی به گوشت خوک اشاره دارد؛ ham برش خاصی از ران است. برای گوشت کلی از pork استفاده شود، برای ران دودی ham گفته می‌شود.

Common. General term for pig meat; 'ham' is a specific cut. Use 'pork' for the meat broadly, 'ham' for the cured thigh meat.

2interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — نمایش‌گر

نمایش‌گربازیگر اغراق‌آمیز

شخصی که بیش از حد نمایش یا بازی می‌کند

An exaggerated or theatrical person who overacts

«او روی صحنه خیلی اغراق می‌کند.»

He’s such a ham on stage.

«در ارائه خیلی اغراق نکن.»

Don’t be a ham during the presentation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000