halved

/hævld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): halvedpast participle (مفعولی): halved-ing (حال): halving3rd (سوم): halves

فعل — نیم شده

نیم شدهدو نیم شده

به دو قسمت مساوی تقسیم شده است.

Divided into two equal parts.

«کیک به دو نیم تقسیم شد و بین آن‌ها تقسیم شد.»

The cake was halved and shared between them.

«سودهای آن‌ها امسال نصف شد.»

Their profits were halved this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splitتقسیم کردن

رایج. به تقسیم به بخش‌هایی اشاره دارد اما لزوماً دو نیم برابر نیست.

Common. Can imply division into parts but not necessarily equal halves.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000