hammered

ham·mered/ˈhæmərd/
adjective (صفت)informal

صفت — مستی کامل

مستی کاملخمار

شدیداً مست و الکلی

Extremely drunk; intoxicated.

«بعد از مهمانی شدیداً مست بود.»

He was hammered after the party.

«دیشب در بار کامل مست شدند.»

They got hammered at the bar last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkمست

رایج. واژه عمومی برای حالت مست بودن.

Common. General word for intoxicated state.

intoxicatedمست

رسمی. کاربرد پزشکی یا قانونی برای مست بودن.

Formal. Medical or legal usage for drunk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000