handy

han·dy/ˈhændi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): handiersuperlative (عالی): handiest

صفت — مناسب

مناسبدر دسترس

راحت برای استفاده یا در دسترس آسان.

Convenient to use or within easy reach.

«یک چراغ قوه در دسترس نگه دارید در صورت قطع برق.»

Keep a flashlight handy in case of a power outage.

«این برنامه برای زبان‌آموزان بسیار کاربردی است.»

This app is very handy for language learners.

تفاوت با واژه‌های مشابه
convenientمناسب

رایج. تقریباً قابل جایگزینی با handy است ولی handy بیشتر به دسترسی فیزیکی اشاره دارد.

Common. Almost interchangeable with 'handy' but 'handy' often implies physical accessibility.

usefulمفید

رایج. معنی وسیع‌تر از handy دارد و بیشتر به کارآمد بودن اشاره دارد.

Common. Broader meaning than 'handy', implying functionality rather than proximity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000