harish

ha·rish/ˈhærɪʃ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more harishsuperlative (عالی): most harish

صفت — خشن

خشنزبر

دارای بافت یا لحن خشن یا زبر.

Rough or harsh in texture or tone.

«باد خشن، صورتش را می‌سوزاند.»

The harish wind stung his face.

«صدایش آن روز خشن و زبر بود.»

Her voice was harsh and harish that day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughخشن

رایج. معنای مشابه برای بافت یا رفتار دارند.

Common. Similar meaning referring to texture or manner.

harshسختگیرانه

رایج. شدت یا ناخوشایندی را بیشتر نشان می‌دهد، مخصوصاً برای لحن یا محیط.

Common. Emphasizes severity or unpleasantness, often used for tone or environment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000