harmonica

har·mo·ni·ca/hɑːrˈmɒn.ɪ.kə/
harmoniharmony, musical-canoun suffix
noun (اسم)commonplural (جمع): harmonicas

اسم — سازدهنی

سازدهنیهبفون

ساز بادی کوچکی که با دمیدن صدا تولید می‌کند و دارای زبانه‌های لرزان است.

A small wind instrument played by blowing into it, producing tones by vibrating reeds.

«او سازدهنی را زیبا می‌نوازد.»

He plays the harmonica beautifully.

«سازدهنی در موسیقی بلوز محبوب است.»

The harmonica is popular in blues music.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000