در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
موسیقیدانی که هارپ مینوازد.
A musician who plays the harp.
«هارپنواز یک سولو زیبا اجرا کرد.»
“The harpist performed a beautiful solo.”
«او یک هارپنواز مشهور در دنیای موسیقی کلاسیک است.»
“She is a renowned harpist in the classical music scene.”